
بزرگترین و مهمترین طایفه ی ساکن در گروس، طایفه ای به نام گروس بوده است. طایفه ای که برخی مورخان معتقدد نام خود را از هنگامی که در این منطقه ساکن شدند به محل سکونت خود دادند.همچنین گویند که : امام علی بن موسی الرضا (ع) در مسافرت خود از مدینه به طوس، در خانه ی امیر عزالدین احمد رئیس طایفه ی گروس که اعلی جد امیر نظام بوده، ساعاتی را استراحت فرموده و بر سر سفره ی ایشان نشسته و این خانواده را تبرک فرموده اند. و از آن تاریخ به این سفره کبود ( کبودوند ) ملقب گردیدند.
این نوشته ها نشان می دهد که طایفه ی گروس در این مقطع زمانی هنوز در ساکن نبوده اند، زیرا که مسیر عبور امام رضا ( ع ) از طریق خوزستان و لرستان به شرق کشور بوده است نه از طریق منطقه ی کنونی گروس
طایفه ی گروس و کبودوند گروس در شهرستان بیجار، بیجار گروس
بزرگترین و مهمترین طایفه ی ساکن در گروس، طایفه ای به نام گروس بوده است. طایفه ای که برخی مورخان معتقدد نام خود را از هنگامی که در این منطقه ساکن شدند به محل سکونت خود دادند.همچنین گویند که : امام علی بن موسی الرضا (ع) در مسافرت خود از مدینه به طوس، در خانه ی امیر عزالدین احمد رئیس طایفه ی گروس که اعلی جد امیر نظام بوده، ساعاتی را استراحت فرموده و بر سر سفره ی ایشان نشسته و این خانواده را تبرک فرموده اند. و از آن تاریخ به این سفره کبود ( کبودوند ) ملقب گردیدند.
این نوشته ها نشان می دهد که طایفه ی گروس در این مقطع زمانی هنوز در ساکن نبوده اند، زیرا که مسیر عبور امام رضا ( ع ) از طریق خوزستان و لرستان به شرق کشور بوده است نه از طریق منطقه ی کنونی گروس
در کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران نیز آمده است: (( گروس ظاهرا از طایفه ای به همین نام ماخوذ شده است که از کردها بوده و به رسم چادرنشینی زندگی می کردند، ییلاق انها در تابستان،گروس، و قشلاق آنها در زمستان، لرستان و خوزستان بوده است)) این گویای مطلب قبلی است که در هنگام مهاجرت امام رضا ( ع ) از مدینه به طوس طایفه ی گروس در قشلاق لرستان و خوزستان بوده اند که امام رضا توانسته در خانه ی رئیس گروس استراحت کند و بیانگر آن است که طایفه ی گروس تا اوایل قرن 3ه.ق در گروس ساکن نشده اند و سکونت یافتن این طایفه در گروس متعلق به بعد از قرن 3 ه.ق است.میرزا محمد حسین مستوفی، ایلات ایران را به اصلی و فرعی تقسیم کرده و می نویسد: (( اما ایالات دو فرقه اند، فرقه ی ایرانی الاصل که با هیچ طایفه ی دیگر مخلوط نشده و فرقه ی ایلات بیرونی که از عهد کیان تا صفویه از ممالک دیگر کوچانیده به ایران آورده و سکنی داده اند. فرقه ( اصل ) شش طایفه اند: اول را لر گویند؛ و لران یکصد و هفده جماعت اند که میان چهر طایفه ی بزرگ مخلوطند.فرقه ی دوم از ایلات اصلی ایران که قدیمی اند، فرقه ی گروس و کلهر و مکری اند و بود و باش آنها از نواحی همدان تا به سر حد مراغه که زمین آذربایجان است می باشد. طایفه ی بسیار شامل ایشان هستند. لیکن سردار گل از مکری، چنانچه خسروخان نام دارد و یکی از گروس، محمد حسین خان نام اوست.))
ایل گروس چون بزرگترین طایفه ی منطقه بودند از همان اوایل سکونت دائمی، حکومت منطقه را نیز به دست گرفتند به طوری که عده ای از نویسندگان آورده اند که طایفه ی گروس از حدود 700 سال پیش، یعنی از اواخر قرن 7 ه.ق حکومت در گروس را به دست آورده اند. که با دقت بر این نظرات برای ما مشخص می شود که بعد از حمله ی مغول به ایران و با ویران نظرات برای ما مشخص می شود که بعد از حمله ی مغول به ایران و با ویران شدن مناطق مختلف ایران منطقه ی قشلاق طایفه ی گروس نیز که که حوالی لرستان و فارس و خوزستان بوده ویران گشته، در نتیجه به سوی ییلاق خود حرکت می کنند و چون ییلاق آنها که شامل سهرورد و اطراف بود، به علت حمله ی مغول به کلی ویران شده و ساکنان آن نیز بسیار اندک شده بودند و تعدادی نیز که زنده مانده بودند به مناطق صعب العبور و قلعه های اطراف پناه می برند.در نتیجه این طایفه موقعیت را برای سکونت دائمی در ییلاق خود مناسب دیده و در این ناحیه ساکن می شوند و نام خود را نیز بر منطقه ی محل سکونت خود می نهند. و از این تاریخ منتطه کنونی شهرستان بیجار با نام گروس رو به آبادی و ترقی دوباره می نماید.طایفه ی گروس خود به دو دسته تقسیم می شوند و در عین حال با طایفه ی سیاه منصور نیز که در گروس ساکن بود هاند قرابت نزدیکی داشته اند. با تقسیم طایفه ی گروس به دو شاخه، یک شاخه آن بسیار کوچک می شود و شاخه ی دوم آن، که شاخه طایفه می باشد؛ همان طایفه ی کبودوند گروس است که روز به روز قدرت یافته و حاکم بلامنازع منطقه ی گروس می گردند.با ظهور سلسله ی صفویه، سردارانی از این طایفه، شاهان صفوی را در بسیاری از جنگ ها یاری رسانیده و به پاس دلاورهایشان به حکومت و ریاست منطقه ی گروس و مناطقی دیگر از ایران میرسند. که از جمله آنها:نفس سلطان گروس است که از جانب شاه عباس اول به حکومت قلعه ی لک و ذهاب بغداد می رسد. از این طایفه در دوره های بعد از صفویه نیز، شخصیت های معرف و برجسته ای قد علم می کنند به گونه ای که در دوره ی قاجار نیز حسن علی خان ملقب به امیرنظام گروسی در صحنه سیاست کشور وارد شده، و آنجنان پیشرفتی می نماید که امیرکبیر ثانی و بیسمارک قرن معروف می گردد.اما وضعیت این طایفه در دوران پهلوی به گونه ای دیگر بوده است به طوری که اکثر افرادی که جزء این طایفه بوده در مناصب مختلف مشغول خدمت بوده اند- مانند سایر طوایف منتسب به قاجار – به دلیل قرابتی که به طایفه ی قاجار داشته اندهمگی به دستور رضا شاه پهلوی از کار برکنار می شوند به گونه ای که حتی فرزندان عبدالحسین خان سالار الملک ( فرزند امیر نظام گروسی )نیز که در مدرسه نظام آن زمان مشغول به تحصیل بوده اند، اخراج شدند. در همین دوران هنگام صدور شناسنامه به دلیل مشکلات ذکر شده و به خاطر وجود پاره ای مسائل امنیتی و اختلافات داخلی نیز هر یک از بزرگان طایفه ی کبودوند، بیوک کبودوند،شهسواری،خسروی،بهرامی،گروسی و چند خانواده دیگر طبق قانون نسبی بلافصل، باید دارای نام خانوادگی کبودوند باشند ولی به دلیل فوف این گونه نشده است.